صدای پای آب را در کربلا جستجو کنیم
18 بازدید
محل نشر: فصلنامه فرهنگ و ارشاد استان گلستان
نقش: نویسنده
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
بیا «صدای پای آب» را در کربلا جستجو کنیم بیا لحظه ای درنگ کنیم... لحظه ای در کنار خویشتن فکر کنیم، به خود نگاه کنیم و در اندیشه ی ظهور نور زندگی کنیم. بیا لحظه ای بر بلندای بام تاریخ بایستیم و به اُفق عاشورا نظر کنیم، بیا لحظه ای به خورشید فکر کنیم ، ماه را ببینیم و آنطرف تر در میان صحرای خُشک و سوزان آب را درک کنیم. بیا نور را لمس کنیم، کویر را ببوئیم و « صدای پای آب » را در کربلا جستجو کنیم... راستی قصه ی باغبان سرخ اندیش و سرو سپید و نیرومند را شنیده ای، مردی بزرگ از قبیله ی خورشید، با نگاهی نافذ که هنگام سرخی صبح و شام با تفکّر است و امید از پشت نگاهش دیدنیست، او باغبان باغ گُلهای سرخ و ارغوانی است، مردی از نسل آفتاب و پیامبر زادگان و از دیار بلند همّتان و پاک سرشتان، و سرو نیز مردی از قبیله ی کوه که صلابت و نجابت در چهره اش نمایان است. دیروز باغبان را دیدم که خسته بود و مدام بر گرد باغ می چرخید و با خود زمزمه می کرد و خارهای تیز و علفهای هرز را از باغ جدا می کرد. نمی دانم چه با خود می گفت امّا چهره اش حکایت از واقعه ی عجیبی داشت، کمی جلو تر رفتم تا به زمزمه هایش گوش دهم، شنیدم که می گفت: یا دهر اف لک من خلیل...